تبليغاتX

دلتنگی شد بهونه ی یه آپ دوباره ....

خیلی وقته آپ نکردم ... دلم واسه آپ کردن خیلی تنگ شده بود   

خیلی احساس خوبیه وقتی فک میکنی واسه یکی مهمی، واسش ارزش داری ، فك ميكني نيمه ي گمشده ي روياهاتو پيدا كردي ... نيمه اي كه همه چي با اون كامل ميشه ... روزا ميگذره و تو ، تو دروغي به اسم عشق داري غرق ميشي ... تا حالا مجبور شدي از كسي كه دوسش داري دور باشي ؟ مجبور بودی كه پا رو احساست بزاري ؟ مجبور بودی كه دوريشو تحمل كني؟ مجبور بودی كه با يادش زندگي كني ؟ چون مجبوري بايد روزي هزار بار دلت بشكنه ... چون مجبوري شبا رو با گريه صبح ميكني ... آدما بعضي وقتا مجبورن بعضي كارارو بكنن ... كارايي كه ممكنه عذابشون بده شايد هيچ منطقيم نتونه كاراشونو توجيح كنه .... نميدونم نهايته دوس داشتن كجاست ؟  آخرش چي ميشه ؟ دو نفر كه همديگرو دوست دارن حتما بايد بهم برسن ؟ چرا فك ميكنين همه چي به رسيدن ختم ميشه ؟؟؟ چرا دوست داشتنو با يه رسيدنه بي ارزش زير سوال ميبرين ؟؟؟ ليلي به مجنون رسيد ؟ شيرين به فرهاد چطور ؟ جالب اینجاست تو به خاطر کسی این همه سختیو تحمل کردی که اون تو این مدت اصلا بهت فک نکرده  بعد از این همه جدایی بر میگرده پیشت ولی نه واسه موندن ... واسه دوباره خرد کردنت اومده اسمشو از رو عشقت برداره  نگران آبروش بوده اومده بهت بگه به عشقت خیانت کرده

 تو این دنیا هر کسی لیاقت عشق و دوست داشتنو نداره ....

    عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  بی وفایی کن وفایت میکنند                          با وفا باشی خیانت میکنند  عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  گرچه مهربانی آیین خوشی است                  مهربان باشی رهایت می کنند  عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

گیرم بازم بیایی ...

      عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی  گیرم بازم بیایی از عاشقی بخونی                  گیرم تا دنیا دنیاست بخوای پیشم بمونی

                                                                                

         روز غمم نبودی خوشیت با دیگرون بود                       منو به کی فروختی اون از مابهترون بود

                                                                               

         میای بیا ولی حیف ، حیف دیگه خیلی دیره                      حالا که خاطراتت یکی یکی میمیره

                                                                                     

        کی گفته بود که تنهام وقتی تو رو ندارم                            بازم میگم بدونی منم خدایی دارم

                                                                                       

        برگشتی اما انگار ، تو باختی توی بازی                        غرورتم شکستن ، به چیت داری می نازی ؟     عكس و تصاویر زیبا برای زیباسازی وبلاگ شما -------------- بهاربیست دات كام ------------- BAHAR-20.COM ------------ عكس تصاویر زیباسازی وبلاگ فارسی

        

 اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.irاسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir اسم خودتون را با حروف انگليسی بنويسيد        بهاربيست       www.bahar20.sub.ir

نوشته شده توسط متین جون در سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت 13:12 | لينک ثابت |

لـحـظه هـای زنـدگی .....

تا حالا به لحظه  لحظه ی زندگیت فک کردی ؟ زندگی رو لحظه ها میسازن .......  آدمی موفقه که بتونه از لحظه لحظه ی زندگیش استفاده کنه و هر لحظه ی زندگی براش یه تجربه باشه ...... توی زندگی لحظه هایی هست که دلت برای یکی خیلی تنگ میشه اونقد که دوست داری اونو از تو رویاهات بکشی بیرون و کلی براش درد و دل کنی ...... لحظه هاییم هست که آدم  به خاطر بعضی کاراش خیلی پشیمونه ولی همه بهش میگن پشیمونی سودی نداره .....دنبال کسی برو که لبخندو رو لبت میشونه چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه که شب تاریکت روشن به نظر برسه ..... خوابی رو ببین که آرزوشو داری اونجایی برو که دلت میخواد بری اونی باش که دلت میخواد باشی چون فقط یه بار زندگی میکنی و فقط یه فرصت واسه انجام  دادن تموم کارایی که دلت می خواد انجام بدی داری ..... بزار اونقدر شادی داشته باشی که زندگیتو  شیرین کنه ، اونقدر تجربه که قویت کنه ، اونقدر غم که انسان نگهت داره ...

شادترین مردم  لزوماً  بهترین چیزا رو ندارن اونا فقط از چیزایی که سر راهشونه بهترین استفادرو میکنن...

روشنترین آینده ها همیشه بر پایه ی یه گذشته ی فراموش شده بنا میشه ، نمیتونی تو زندگیت پیشرفت کنی ، مگه اینکه اجازه  بدی خطاها و رنج های روحی گذشته از ذهنت بره ....وقتی دنیا اومدی ، گریه میکردی و هر کسی که اطرافت بود می خندید .. یه جوری زندگی کن که آخرش تو کسی باشی که میخندی و هر کس اطرافته گریه میکنه  ......

مقیاس عمر تعداد نفس هایی نیست که فرو میبریم بلکه  لحظه هایی است که نفسمون رو بیرون می دیم ..... هیچوقت ضعفو تو زندگیت راه نده ..... آدم ضعیف خیلی زود تو زندگیش شکست میخوره ....

*** سعی کن همیشه خودت باشی ***

 

نوشته شده توسط متین جون در دوشنبه پنجم اسفند 1387 ساعت 17:8 | لينک ثابت |

دلتنگی

چرا هر وقت دوست دارم پیشم باشی نیستی ..... گناهه منو تو چی بوده که باید از هم دور باشیم ؟ چرا نیستی که باز سرمو رو شونه هات بزارمو تو چشات نگاه کنمو بگم که چقدر دوست دارم ...دلم برات تنگ شده ولی میتونم این دلتنگیو تحمل کنم .... میخوای بدونی چرا ؟چون همیشه تو قلبم بودی... چون جای نگات رو نگام مونده ...چون هر وقت که دلم برات تنگ میشه دستامو  بو میکنم آخه هنوزم عطر دستاتو تو دستام حس میکنم ...ميتونم تپشهاي قلبت رو بشمارم ... چشات هنوزم دارن با من حرف میزنن ...تو،توي قلب مني...آره!تو قلب من....براي همينه كه هميشه با مني...براي همينه كه حتي يه لحظه هم ازم دور نيستي...براي همينه كه ميتونم دوريت رو تحمل كنم...آخه هر وقت دلم برات تنگ ميشه...هر وقت حس ميكنم ديگه طاقت ندارم....ديگه نميتونم تحمل كنم...دستامو ميذارم رو صورتم و يه نفس عميق ميكشم....دستامو كه بو ميكنم مست ميشم...مست از عطرت. صداي مهربونت رو ميشنوم ...و آخر همهء اينها...به يه چيز ميرسم.....به عشق و به تو.....آره...به تو....اونوقت دلتنگيم بر طرف ميشه...اونوقت تو رو نزديكتر از هميشه حس ميكنم....اونوقت ديگه تنها نيستم...

دلتنگی رو خیلی دوست دارم چون باعث میشه بیشتر از هر وقته دیگه ای احساس کنم که بهت احتیاج دارم ..... دوست دارم .... دوست دارم .... دوست دارم ......



 

نوشته شده توسط متین جون در یکشنبه پانزدهم دی 1387 ساعت 18:14 | لينک ثابت |

سلام .... سلام ... سلام ........... ببخشید که دیر آپ کردم........ آخه این روزا حالم خوب نیست .... از یه طرف دیگه امتحانام شروع شده .... آخه ترم تابستونی گرفتم ........

داشتم دفتری که یه عزیز یه زمانی به من داده بود ورق میزدم ..... تو این دفتر دردودلاشو نوشته بود .... نمیدونم چرا این دفترو به من داد ... شاید اینجوری میخواست گذشتشو فراموش کنه ..... همینطور که داشتم ورق میزدم به یه صفحه رسیدم که بالای صفحه نوشته بود و اما سرگذشت من ......

میخوام قصه ی عشقشو براتون بنویسم البته به صورت کوتاه  و مختصر .... ۲ تا سوال ازتون دارم که آخر این متن میپرسم ......

   وامــا ســرگـذشــت مـن ......

همیشه دنبال کسی بودم که بتونم غم ها و شادیهامو باهاش تقسیم کنم اما روزی که پیداش کردم همه علیه من شدن .... همه گفتن سهم تو غم غم غم ....اما به خدا توکل کردم و پاپیش گذاشتم ... فقط خودم بودم و عشقمو  خدا و تعدادی از دوستان با وفا .....روزها گذشت .... شادی بود و نشاط .... روزی که انتظارشو نداشتم رسید .... مثل سردی پاییز که حتی باغبونشم نفهمید چه آفتی به باغش زده ..... تمام هستی و عشقم منو با چند تا خاطره تنها گذاشت با کوله باری از حرفاش که شنیدنش ذره ذره وجودمو آتیش میکشه .... تمام رویاهایی که برای خودم ساخته بودمو خراب کرد ..... تمام اعتماد منو زیر سوال برد حالا به جایی رسیدم که با اطمینان میگم عشق و عاشقی دروغه... عشق یه بازیه که آخرش جداییه کارش هم نمیشه کرد ....

اینم یه قسمت از سرنوشتش ..........


۱- به نظرت چرا عشقش ترکش کرد ؟؟؟

۲- تو قانون عشق کدومو ترجیح میدی ؟؟؟ دوست  داری به عشقت برسی یا فک میکنی که نرسیدن بهش به اندازه ی رسیدن ارزش داره ؟؟؟

نوشته شده توسط متین جون در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 19:28 | لينک ثابت |

ســـلام .... ســـلام .... ســـلام ..... چــنــد وقــتی حــوصــلـه ی آپ كردن وبــمـــو نـــداشــتــم ....... اومــدم بــگــم که .........

که ......... حدس بزن دیگه  ........ خوب ۲۵ مرداد يعني فردا تفلدمه ديه .........

کـــــادو یـــادتـــون نـــره ها...........

تــــولـــدم مــبــــارك

نوشته شده توسط متین جون در پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387 ساعت 17:39 | لينک ثابت |

تا حالا به آرزوهات فک کردی ......... به چیزایی که میخواستی و میخوای... به چیزایی که رسیدن به اونا برات مث یه رویاست .... یه رویای شیرین ...... این پستم با پستای قبلیم یه خرده فرق داره ........ تو این پست هر چی دلت میخواد میتونی تو قسمت نظرات بنویسی ...... هر آرزویی که داری ..... 

 

                                                                                                

نوشته شده توسط متین جون در پنجشنبه دهم مرداد 1387 ساعت 23:37 | لينک ثابت |

وقتی دلم به درد می آید و کسی نیست به حرفهای دلم گوش کند... وقتی تمام غمهای عالم تو دلم نشسته ...وقتی که احساس میکنم دردمندترین انسان عالمم ...وقتی تمام عزیزانم با من غریبه می شن و کسی حرمت اشکهای نیمه شبم را حفظ نمی کنه... وقتی تمام عالم را در قفس می بینم بی اختیار از کنار کسانی که دوستشان دارم بی تفاوت می گذرم. 

 

     بـگیــن بـبــاره بــارون دلــم هــواشـو کـرده    

    بـگیـن تـمـوم شـدم مـن بـگیـن کـه بـر  نگرده         

     بـهـش بـگیـن شـکستم بـهـش بـگـین بـریـدم  

                   نه اون بـه من رسـیـد و نـه مـن به اون رسیدم       

     بـرهنه زیـر بـارون خـرابـو دربـو داغـون  

        از آدمــا فــراری ازعـاشـقـا گـریـزون           

     بـزار کـسی نـبـیـنـه غـرورگریـه هــامو      

        بــزار کــسی نـفـهـمه غـم تـو خـنـده هـامـو          

     یـه داغ سـخـت سـختـم یـه بـاغ بی درخـتـم      

        سپـیـده گـیس عمـرم سیــاهه روز بـختـم           

      تـنـم داره میلـرزه تـو ایــن هــوای هــرزه  

     گــاهی نـداشـتـن دل بـه داشـتنـش می ارزه   

برای دانلود این آهنگ با صدای پویا بیاتی  ایـــنــــجــــــــــــــا کلیک کنید...

پیشنهاد میکنم حتما دانلود کنید       

نوشته شده توسط متین جون در پنجشنبه سوم مرداد 1387 ساعت 0:50 | لينک ثابت |

درو باز کرد ... به سختی از پله ها بالا رفت ... وارد خونه شد ... دیگه هیچی واسش مهم نبود ... روی تخت دراز کشید ... به گذشته فکر میکرد به روزای خوبی که گذشت به دلخوشیهایی که تو زندگیش داشت به کسی که همیشه دوسش داشت ....  این خاطره های شیرین لحظه ای لبخند رو روی لباش آورد ولی یه دفعه ... اجاره خونه .... بدهی هایی که داشت ... همدم تنهاییهاش که ترکش کرده بود ....همه و همه ...اون لبخندو از لباش دور کرد ... هیچ راهی واسش نمونده بود .... به طنابی که از سر کوچه خریده بود نگاه کرد ... و تو همون حال .... اجاره خونه و..... به یادش اومد .... دیگه هیچ راهی براش وجود نداشت ... تصمیمشو گرفت... رفت روی صندلی و برای آخرین بار  عکس همسر و پسرشو نگاه کرد ... صندلی را تکون داد و  پاهاش سر خورد ...بین زمینو آسمون  داشت جون میداد ... تو همون حال ... یه صدایی شنید ... یکی داشت میگفت : مهرداد  ... درو باز کن ببین من مریمو راضی کردم برگرده ... با صاحبخونت و طلبکارات صحبت  کردم  ازشون مهلت گرفتم .. .ماشینمم آوردم تا باهاش کار کنی بالاخره ما رفیقیم ... مهرداد ..... مهرداد ....مهرداد .. درو باز کن ... صدا آرومو آروم تر میشد  تا جایی که ... سکوت همه جارو گرفت...

امیدوارم خوشتون بیاد ... این جور چیزا خیلی دورو برمون اتفاق میفته و ما خبر نداریم ......

نوشته شده توسط متین جون در سه شنبه یکم مرداد 1387 ساعت 0:55 | لينک ثابت |

دلــم گــرفـــته از کــسایی که بــاورت ندارن ... دلــم گرفــته از کسایی که میـگــن دوسـت دارن ولی معنـیه دوست داشتنو نمیدونن... دلم گرفته از کسایی که که نمیتونن دلیل بعضی از کارا رو درک کنن... فکر کن عاشقی و به خاطر عشقت بزرگترین فداکاریو بکنی که حتی راضی بشی ازش جدا بشی تا اون خوشبخت بشه ولی عشقت چون دلیل اینکارتو نمیتونه درک کنه به همون اندازه ای که عاشقت بود ازت متنفر بشه ... خیلی احساس بدیه که آدما درکت نکنن ... خیلی احساس بدیه که عشقت بهت بگه ازت متنفرم ....ولی تو صبور باش خدا همیشه با توئه ... امروز ممکنه عشقت ازت متنفر بشه ولی یه روزی دلیل این کارتو میدونه .... یه روزی میدونه که در مورد تو اشتباه میکرده ... ممکنه دلت شکسته باشه ... ممکنه خرد شده باشی ... ولی روزی که که ببینی عشقت خوشبخت شده تو هم خوشحال میشی ....

 

                            

   

اگه به زور روزگار از زندگيت ميرم کنار

                                               

ميرم که ثابت بکنم عاشقتم ديوونه وار

تو گريه هاي زاروزار سپردمت به روزگار

                                   

 اين از خودم گذشتنو پاي خاطرخواهيم بزار

 

نوشته شده توسط متین جون در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 13:43 | لينک ثابت |

روزی روزگــاری در این دنیـــا دختری نابیـنــــا به هــمـراه معشــوق خـود زنــدگی میــکرد ... دخــتـر بــا چشمانی گریــــان با خـــدا رازو نیــــاز میــکرد ... میگفت : خدایـــا تو ایــن همه نعمت به من ارزانی داشتی ... از تو میخــواهم بینــایی مرا حتی بـــرای لحظه ای به من باز گـــردانی تا من معشوق خــود را ببینم ... معشوق با چشمـــانی گریـــان در حــال گوش کردن به حرفـــای دختـــر بود ... دختـــر توانست بــا کـمـک فردی ناشـنــاس که چشـمهـایش را به او داده بود بینایی خـود را بدست آورد ... دختر توانست همه جــا را ببیند ... کــوه ... جنگــل... دریـــا ....پرنـده هــا و.... ولی وقتی معشـوق را دیـــد کــه او هــم نابینـــاست ... با خـــود گفت : خــدایـــا این چه بخـت شـومی اسـت که من دارم ... ومعشـوق را تـرک کرد معشوق روی خود را برگـردانـد تا دختر صورت خیس وگریانی او را نبیند ... وقتی دختر در حال دور شدن بود معشوق زیر لب گفت مواظب چشمهایم باش ....

 میخواستم با این مــطلب احساس نفرتـمـــو از آدمـــای بی احساسی که چیزی جز  خودشون رو نمیبینن بیـــان کــنــم .... همیشه از آدمای مغرور متنفر بودم ...همیشه 

 

نوشته شده توسط متین جون در یکشنبه سی ام تیر 1387 ساعت 1:26 | لينک ثابت |

احساس بچه تنبلی رو دارم که هیچوقت درس هاش رو نمیخونده. بازیگوش و فراری از کلاس.
بالاخره تصمیم میگیره بچه خوبی بشه. درسهاش رو خوب میخونه و منتظر روز امتحان میشه.
اما... روز امتحان خواب می مونه. وقتی به جلسه امتحان میرسه که دیگه دیر شده.
یه صندلی خالی... یه قلب شکسته... یه چشم بغض کرده...
یه لب خاموش... یه فردای تلخ... و باز هم خاطره ای تا ابد....

نوشته شده توسط متین جون در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387 ساعت 21:39 | لينک ثابت |

 شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟
استاد در جواب گفت:به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاوراما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.استاد پرسید:چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد:هیچ! هر چه جلو میرفتم، خوشه های پر پشت تر میدیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم .
استاد گفت: عشق یعنی همین
شاگرد پرسید: پس ازدواج چیست؟
استاد به سخن آمد که:به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور اما به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت. استاد پرسید که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت:به جنگل رفتم و اولین درخت بلندی را که دیدم، انتخاب کردم. ترسیدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم .
استاد گفت: ازدواج هم یعنی همین...

نوشته شده توسط متین جون در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387 ساعت 0:27 | لينک ثابت |

  وقتی دردای آدم زیاد میشه وقتی دلش میگیره دوست داره داد بزنه دردشو به همه بگه ولی نمیتونه میخواد گریه کنه ولی نمیتونه میخواد واسه یه بارم شده بگه که منم هستم .... دل ما آدما تحت تاثیر خیلی چیزا نمیتونه احساسشو بیان کنه ... من به آسمون همیشه حسودیم میشه.... چون هر وقت دلش میگیره میباره از هیچ کسم خجالت نمیکشه ... انقدر میباره که دوباره آبی بشه ....کاش دل منم آسمونی بود ... کاش منم هر وقت دلم میگرفت میتونستم ببارم ... کاش ... کاش ... کاش...

نوشته شده توسط متین جون در شنبه بیست و دوم تیر 1387 ساعت 10:28 | لينک ثابت |

درباره وبلاگ
به نام آنکه اشک را آفرید تا جزیره ی عشق آتش نگیرد . گویند مردم غم دیوانه خورند .... دیوانه هم شدیمو کسی غم ما نخورد .... این وبلاگو تقدیم میکنم به همه ی عاشقا .....
فهرست اصلي
پيوندها
طراحی قالب وبلاگ
کدهای جاوا اسکریپت
قالب عشقولانه
شاه دلبران
همه ترفندهاي ايرانسل-نياي تو ضرر کردي
کسب درآمد و آموزش جدیدترین ترفندهای کامپیوتر
تو ماله منی یا نه ؟؟؟
دختر تنها__--___تنهام گذاشت!!!
کلبه ی عشق
عشق گمشده
بختک
سنیــوریــــتا
کلبه ی تنهایی
ژنرال شکست خورده
توت فرنگی
آتوسا جون
اینجا خلوتگاه من است
ی فنجون قهوه با طعم تمشک
عشق طوفانی
بعد از تو
ღღاســــــیر دلღღ
ღღآب زلالღღ
سرزمـیـن بـــاران
زرشــــک
غـــريـبـه
بـــاغ بـــهـشـت
اســـتــقلال زلـــزلـــه
استقلال عشق منی
پاتوق اراذل
IMMORTAL
سـولـمـاز و مـتـروک
:: قالب بلگفا ::
امکانات
اين وبلاگ را صفحه خانگي خود كنيد! ذخيره كردن صفحه! اضافه کردن اين وبلاگ به علاقه منديها! لينک RSS

تغيير شکل موس